پیشگیری بهترازدرمان است     ــ    
 
اهميت پزشكى 

زندگی سالم درپناه قرآن وعترت

اهميت پزشكى

در حوزه علوم بشرى ، پزشكى ، سرآمد همه دانش هاست ؛ چرا كه فلسفه ساير علوم ، بهره ورى انسان از مواهب زندگى است و اين هدف ، جز در پرتو سلامت جسم و جان ، ميسر نيست .(1) از اين رو، امام باقر (عليه السلام ) مى فرمايد:

واعلم اءنه لا علم كطلب السلامة ، ولا سلامة كسلامة القلب .(2)

بدان كه نه هيچ دانشى چون جستن سلامت است و نه هيچ سلامتى چون سلامت دل .

اين سخن ، به روشنى نشان مى دهد كه از نگاه اسلام ، طب روان ، ارجمندتر از طب تن ، و طب تن ، ارزشمندتر از ساير علوم است . اين حديث نبوى نيز بدين معنا اشاره دارد كه مى فرمايد:

العلم علمان : علم الاديان و علم الاءبدان .(3)

دانش بر دو گونه است : دانش دين ها و دانش بدن ها.

طبابت ، كار خداوند است

قرآن كريم ، از ابراهيم خليل (عليه السلام ) نقل مى كند كه فرمود:

واذا مرضت فهو يشفين .(4)

و چون بيمار شوم ، او (خداوند) شفايم مى دهد.

اين سخن ، بدين معنا است كه طبابت ، كار خداوند متعال است و طبيب واقعى اوست .(5)

خداوند است كه خواص درمانى را در داروها نهاد و در نظام آفرينش ، براى هر دردى دارويى آفريد(6) و به انسان ، استعداد شناخت دردها و داروها و چگونگى درمان آنها را عنايت كرد و بدين سان ، او را مظهر نام هاى ((طبيب )) و ((شافى )) خود، قرار داد، چنان كه پيامبران الهى نيز (براى درمان بيمارى هاى جان ) مظهر اين نام هاى مقدس هستند. امام على (عليه السلام )، در توصيف پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايد:

طبيب دوار بطبه ، قد اءحكم مراهمه ، واءحمى مواسمه ، يضع ذلك حيث الحاجة اليه ، من قلوب عمى ، وآذان صم ، واءلسنة بكم . متتبع بدوائه مواضع الغفلة ، ومواطن الحيرة .(7)

طبيبى بود كه طبابت را بر بالين بيماران مى برد، مرهم را درست بر جايى كه بايد، مى نهاد و آن جا كه بايسته بود، داغ مى نشاند. او اين همه را بدان جا مى رساند كه نيازمندش بود: دل هاى بى فروغ ، گوش هاى ناشنوا و زبان هاى ناگويا. با درمان خويش ، منزلگاه هاى بى خبرى و جايگاه هاى سرگشتگى انسان را مى جست .

بنابراين ، از نگاه اسلام ، طبيب و دارو خواه براى روح (جان / روان )، و خواه براى تن (بدن / جسم )، تنها نقش يك واسطه را در نظام حكيمانه آفرينش ‍ايفا مى كنند و درمان كننده ، فقط خداوند متعال است .

دانش نامه احاديث طبى

هر چند نظر لغت (8) و متون اسلامى ، ((طب ))، شامل درمان بيمارى هاى جسم و جان است و درمان كنندگان جسم هم مانند درمان كننده جان ، مظهر اسماى حسناى الهى هستند، و افزون بر اين ، ((طب تن )) و ((طب روان ))، ارتباط بسيار نزديكى با هم دارند (به گونه اى با تدبير روانى مى توان شمارى از بيمارى هاى جسمانى را علاج كرد و به عكس ، با درمان جسمانى ، پاره اى از بيمارى هاى روانى را مى توان درمان نمود)؛ اما طب تن و طب جان ، در نوشتارهاى اسلامى دو موضوع مستقل اند. ((طب روان ))، موضوع علم اخلاق است و اصطلاحا به آن طب اطلاق نمى شود. بنابراين ، دانش نامه احاديث طبى ، تنها احاديثى را در خود جاى داده است كه در آنها بهداشت و يا درمان بيمارى هاى جسمى مطرح شده است .

پيش آشنايى با متن اين احاديث ، لازم است در سه فصل ، مطالب زير توضيح داده شود:

1 - جايگاه طب در قوانين اسلامى ؛

2 - ارزيابى كلى احاديث طبى ؛

3 - مراحل تحقيق و تدوين دانش نامه احاديث طبى .

1 - جايگاه طب در قوانين اسلام

فلسفه احكام و قوانين اسلامى ، تكامل مادى و معنوى جامعه انسانى است . از نگاه اسلام ، بزرگ ترين نعمت الهى ، سلامت جسم و بزرگ تر از آن ، سلامت جان است . همچنين ، خطرناك ترين بلاها، بيمارى جسم و خطرناك تر از آن ، بيمارى جان است . متن سخن امام على (عليه السلام ) در اين باره چنين است :

ان من البلاء الفاقة ، واءشد من ذلك مرض البدن ، واءشد من ذلك مرض ‍القلب ، وان من النعم سعة المال ، واءفضل من ذلك صحة البدن ، واءفضل من ذلك تقوى القلوب .(9)

يكى از گرفتارى ها تنگ دستى است . سخت تر از آن ، ناتن درستى است و سخت تر از آن هم بيمارى دل ؛ و يكى از نعمت ها توانمندى مالى است و برتر از آن ، تن درستى است و بهتر از آن نيز تقواى دل ها.

مسئله اين است كه اگر بيمارى ، خطرناك ترين بلا و سلامت ، بزرگ ترين نعمت است ، اسلام كه تكامل و سعادت انسان را هدف خود قرار داده ، براى مبارزه با بيمارى ها و تاءمين سلامت جامعه چه برنامه اى دارد؟ و به ديگر سخن ، طب در احكام و قوانين اسلامى چه جايگاهى دارد؟

جايگاه طب پيشگيرى در اسلام

بررسى متون اسلامى به روشنى نشان مى دهد كه يكى از اهداف اصلى و حكمت هاى مهم احكام و مقررات اسلامى ، طب پيشگيرانه ، از طريق پيشگيرى از بيمارى ها و تاءمين سلامت انسان است . خداوند متعال ، تصريح مى كند كه قرآن و برنامه هاى نورانى و حياتبخش آن ، جامعه بشر را به راه هاى تاءمين سلامت ، رهنمون مى گردد:

يهدى به الله من اتبع رضونه سبل السلم .(10)

خداوند، هر كه را از خشنودى او پيروى كند، به وسيله آن (كتاب ) به راه هاى سلامت ، رهنمون مى شود.

و بدين سان ، انسان مى تواند با پيوند با خدا و برنامه هايى كه او براى زندگى بشر ارائه كرده ، به بزرگ ترين نعمت هاى الهى دست يابد و نه تنها آخرت ، بلكه سلامت و سعادت و خوش بختى دنياى خود را نيز تاءمين نمايد:

من كان يريد ثواب الدنيا فعند الله ثواب الدنيا والاخرة .(11)

هر كس پاداش دنيا مى خواهد، (بداند كه ) پاداش دنيا و آخرت ، نزد خداست .

بر اين پايه ، در اسلام ، آنچه براى سلامت جسم و يا جان خطرناك و زيانبار است ، حرام يا مكروه است و آنچه براى سلامت انسان ، لازم و مفيد است ، واجب يا مستحب ، و آنچه سود و يا زيانى براى جسم و يا جان ندارد، مباح شناخته شده است . اين بدان معناست كه طب پيشگيرى در متن مقررات و احكام پنجگانه اسلام ، تنيده شده و اجراى كامل و دقيق قوانين الهى در زندگى ، سلامت جسم و جان انسان را به همراه دارد.(12)

امام رضا (عليه السلام ) درباره حكمت مقررات الهى كه بر انسان حلال و يا حرام شده است مى فرمايد:

انا وجدنا كل ما اءحل الله - تبارك وتعالى - ففيه صلاح العباد وبقاؤ هم ، ولهم اليه الحاجة التى لا يستغنون عنها، ووجدنا المحرم من الاءشياء لا حاجة بالعباد اليه و وجدناه مفسدا داعيا للفناء والهلاك .(13)

ما مى بينيم هر آنچه كه خداوند - تبارك و تعالى - حلال كرده ، در آن ، صلاح و بقاى بندگان است و بدان نيازى گريز ناپذير دارند، و مى بينيم همه آنچه كه حرام شده است ، بندگان ، بدان نيازى ندارند و مى بينيم كه همه ، موجب تباهى و زمينه نابودى اند.

در اين سخن ، امام تصريح مى فرمايد كه آنچه در مقررات الهى در زمينه هاى مختلف (مانند: خوردن ، آشاميدن ، ازدواج و...)، حلال شمرده شده ، امورى است كه مردم براى تاءمين سلامت ، رفاه و آسايش خود، بدان نياز دارند و مصالح زندگى و بقاى آنها وابسته به آن است و به عكس ، آنچه تحريم شده ، امورى است كه نه تنها مورد نياز مردم نيست ، بلكه به زيان سلامت و آسايش آنان و موجب هلاكت آنهاست .

2 - ارزيابى كلى احاديث طبى

پيش از ارزشيابى احاديث طبى ، پاسخ دادن به سه سؤ ال اساسى در اين باره ، ضرورى است :

سؤ ال اول : آيا علم پزشكى ، مبداء الهى دارد و متكى به وحى است ؟ يا سر آغاز آن ، تجربه انسان هاست ؟

سؤ ال دوم : آيا پيشوايان دين ، يعنى پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) و اهل بيت آن بزرگوار، از دانش پزشكى برخوردار بوده اند يا نه ؟

سؤ ال سوم : بر فرض اطلاع آنان از دانش پزشكى ، آيا اصولا بناى دين ، ورود به مسائل پزشكى و درمان انواع بيمارى هاى جسمى بوده يا نه ؟

1 - مبداء علم طب

برخى از دانشمندان بر اين باورند كه علم طب ، مبداءى الهى دارد و متكى به وحى است .انديشمند و محقق بزرگوار شيخ مفيد رحمة الله در اين باره چنين مى فرمايد:

طب ، (دانشى ) است درست كه آگاهى از آن ، امرى ثابت است و راه دسترس بدان نيز وحى است . آگاهان به اين دانش ، آن را تنها از پيامبران بهره گرفته اند؛ چه آن كه نه براى آگاهى يافتن از حقيقت بيمارى ، جز به كمك سمع (ادله نقلى )، راهى هست ، و نه براى آگاه شدن به درمان ، راهى جز توفيق . بدين سان ، ثابت مى شود كه يگانه راه اين آگاهى ، شنيدن از همان خدايى است كه به همه نهفته ها آگاه است .(14)

به نظر مى رسد نياز انسان هاى نخستين ، ايجاب مى كرد كه ((وحى ))، برخى از دانش هاى تجربى ضرورى براى زندگى را در اختيار آنان قرار دهد. مؤ يد اين نظريه ، مطلبى است كه سيد بن طاووس نقل كرده است :

ان الله - تبارك وتعالى - اءهبط آدم من الجنة ، وعرفه علم كل شى ء، فكان مما عرفه النجوم والطب .(15)

خداوند، آدم را از بهشت ، فرو آورد و او را از آگاهى به همه چيز، برخوردار ساخت . نجوم و پزشكى ، از جمله چيزهايى بود كه خداوند، وى را از آنها آگاه كرد.

بنابراين ، مى توان گفت كه سرآغاز علم طب ، آموزه هاى وحى بوده ؛ اما تجربه دانشمندان نيز بدان افزوده شده و تدريجا اين دانش ، گسترده تر شده و مى شود؛ ليكن اين ادعا كه وحى ، تنها راه رسيدن به اين دانش است ، علاوه بر اين كه متكى بر برهان عقلى و يا شرعى نيست ، بطلان آن به وسيله تجربه ثابت شده است و آنچه از مرحوم شيخ مفيد نقل شده كه راه رسيدن به دانش طب ، ((السمع عن العالم بالخفيات )) است ، اگر مقصود، از يكى راههاى رسيدن به اين دانش باشد، صحيح است ؛ و گرنه نمى تواند صحيح باشد.

2 - اهل بيت و دانش پزشكى

بررسى دقيق احاديثى كه در باره ويژگى هاى علمى ، سرچشمه هاى دانش ها و نيز انواع دانش هاى اهل بيت (عليهم السلام ) به ما رسيده ،(16) نشان مى دهد كه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) و اهل بيت آن بزرگوار، نه تنها از دانش پزشكى ، بلكه همه علوم ، نه از راه تحصيل ، بلكه از طريق الهام الهى برخوردار بوده اند، به گونه اى كه هر گاه اراده مى كردند چيزى را بدانند، مى دانستند، چنان كه امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد:

ان الامام اذا شاء اءن يعلم علم .(17)

امام ، آن گاه كه بخواهد بداند، مى داند.

به دليل اين دانش گسترده و علم خارق العاده بود كه امام على (عليه السلام )، مكرر خطاب به مردم مى فرمود: هر چه مى خواهيد، از من بپرسيد:

سلونى قبل اءن تفقدونى ، فان بين جنبى علوما كثيرة كالبحار الزواخر.(18)

از من بپرسيد، پيش از آن كه مرا از كف بدهيد؛ چرا كه در سينه من ، به سان درياهاى بيكران ، دانش هاى فراوان نهفته است .

همه امامان (عليهم السلام ) از چنين دانشى برخوردار بوده اند و در پاسخ دادن به هيچ مسئله علمى اى در نمى ماندند. امام رضا (عليه السلام ) در اين باره مى فرمايد:

ان العبد اذا اختاره الله (عزوجل ) لامور عباده شرح صدره لذلك ، واءودع قلبه ينابيع الحكمة ، واءلهمه العلم الهاما، فلم يعى بعده بجواب ، ولا يحير فيه عن الصواب .(19)

آن گاه كه خداوند (عزوجل ) بنده اى را براى عهده دارى كارهاى بندگان خويش برگزيند، سينه وى را براى اين كار، فراخ مى سازد و سرچشمه هاى حكمت را در دل او به وديعت مى گذارد و دانش را به تمامى به او الهام مى كند و از آن پس ، او نه در پاسخى فرو مى ماند و نه از راه صواب ، سرگشته مى گردد.

بنابراين ، بى ترديد، پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) و اهل بيت او، از دانش پزشكى برخوردار بوده اند و اگر ثابت شود كه در هر مسئله اى از مسائل مربوط به اين دانش ، چيزى فرموده باشند، قطعا كلام آنان ، مطابق با واقع است .

3 - دين و حرفه پزشكى

هر چند طب پيشگيرى ، چنان كه توضيح داديم ، در متن مقررات دينى مورد توجه بوده و پيشوايان دينى ، از دانش پزشكى برخوردار بوده اند؛ اما فلسفه دين ، ورود در حرفه پزشكى نبوده است و از اين رو، در روايات اسلامى ، علم دين ، قسيم علم طب است .(20)

همچنين اهل بيت (عليهم السلام ) به عنوان يك حرفه ، وارد مسائل پزشكى نشده اند. جدا كردن فقه (دين شناسى ) از طب (پزشكى ) و حرفه فقيهان از كار طبيبان نيز شاهد ديگرى براى جدا بودن حوزه دين و حوزه علم طب است .(21)

بنابراين ، ورود پيشوايان دين در مسائل پزشكى ، مانند ورود آنان به ساير علوم ، به صورت موردى و گاه به عنوان كرامت و اعجاز بوده ، نه به صورت دائم و بدان نحو كه مردم به ديگر پزشكان ، مراجعه مى كنند. بديهى است كه اگر مردم ، اهتمام مى ورزيدند و از دانش سرشار اهل بيت (عليهم السلام ) بهره مى جستند و به صورت متقن ، آثار علمى آنان را ثبت و ضبط مى كردند، امروز، ذخاير علمى و فرهنگى عظيمى در رشته هاى مختلف دانش ، در اختيار بشر بود؛ اما متاءسفانه ، جايگاه علمى اهل بيت (عليهم السلام ) شناخته نشد و آنچه از آنان به يادگار ماند نيز از نيرنگ سياست بازان و دروغ پردان ، مصون نماند، به گونه اى كه اكنون ، دستيابى به ميراث علمى آنان ، نياز به تلاش هاى فراوان دارد.

با عنايت به آنچه گفتيم ، اينك به ارزشيابى احاديثى كه از اهل بيت (عليهم السلام ) درباره مسائل پزشكى به ما رسيده مى پرديم .

ارزيابى احاديث طبى از نگاه شيخ صدوق

بزرگ محدثان شيعه ، محمد بن على بن بابويه قمى ، معروف به صدوق رحمة الله احاديث طبى را به گونه اى ارزيابى مى كند كه در موارد خاص ، نمى توان به آنها اعتماد كرد. وى مى نويسد:

عقيده ما درباره اخبار و احاديثى كه درباره طب رسيده ، آن است كه اين احاديث ، بر چند گونه اند:

- برخى از آنها با نظر به آب و هواى مكه و مدينه گفته شده اند و به كار بستن آنها در ديگر شرايط آب و هوايى ، درست نيست ؛

- در برخى از آنها، معصوم (عليه السلام ) بر پايه آنچه از حال و طبع سؤ ال كننده مى دانسته ، پاسخ داده و از همان موضع ، فراتر نرفته است ؛ چه اين كه امام ، بيش از آن شخص به طبع وى آگاهى داشته است ؛

- برخى از آنها را مخالفان ، با هدف زشت نماياندن چهره مذهب در نگاه مردم در ميان احاديث گنجانده اند؛

- در برخى از آنها، سهوى از راوى حديث ، سر زده است ؛

- در برخى از آنها بخشى از حديث حفظ شده و بخشى ديگر از آن ، فراموش شده است ؛

اما آنچه درباره عسل روايت شده كه درمان هر دردى است ، روايتى است صحيح و معنايش نيز اين است كه عسل ، شفاى هر بيمارى اى است كه از برودت طبع برخيزد. آنچه نيز درباره استنجا به آب سرد براى مبتلايان به بواسير رسيده ، در موردى است كه بواسير شخص ، از حرارت طبع ، سرچشمه گرفته باشد.

آنچه هم در مورد بادنجان و درمانگر بودن آن روايت شده ، ناظر به هنگام رسيدن خرما و در مورد كسانى است كه خرما مى خورند، نه ناظر به ديگر اوقات .

در نهايت بايد گفت : آنچه در مورد درمان درست بيمارى امامان (عليهم السلام ) رسيده ، مضمون آيات و سوره هاى قرآن و يا دعاهايى است كه به حكم سندهاى قوى و طرق صحيحى كه به واسطه آنها به ما رسيده اند، پذيرفته خواهند شد.(22)

بر اساس اين ارزيابى ، تنها بخشى از احاديث طبى را مى توان در اختيار افراد خاصى كه آن احاديث مربوط به آنهاست ، قرار داد و ساير احاديث طبى را بايد كنار گذاشت و تنها احاديثى كه مى توانند در اختيار عموم مردم قرار گيرند، احاديث صحيحى است كه مردم را به درمان از طريق دعا و استشفا به آيات قرآن ، دعوت كرده اند.

به نظر مى رسد كه هر چند سخن شيخ صدوق رحمة الله از نظر اصولى صحيح است ، چون غالبا احاديث طبى ، فاقد سندند و زمينه جعل در آنها به طور جدى وجود دارد؛ ليكن حاصل اين گونه ارزيابى ، بى بهره شدن مردم از بخشى از ذخاير علمى اهل بيت (عليهم السلام ) خواهد بود؛ زيرا ضعف سند، بى ترديد، نشانه عدم صدور حديث نيست ، چنان كه درستى سند، نمى تواند دليل صدور قطعى آن باشد. از سوى ديگر، قضاوت درباره اين كه شمارى از درمان هايى كه در احاديث آمده ، ويژه افراد خاص است نيز، كار آسانى نيست .

بنابراين ، نه مى توان همه اين احاديث را به عنوان رهنمودهاى پيشوايان دين در امر پزشكى در اختيار عموم گذاشت ، و نه مى توان به طور كلى آنها را كنار زد و از كتب حديثى حذف كرد. پس چه بايد كرد؟

اقسام احاديث طبى

براى پاسخ به اين پرسش ، بايد گفت كه احاديث طبى را به سه دسته مى توان تقسيم كرد:

دسته اول : احاديثى كه اعجاز پيشوايان دين در درمان بيمارى هاست ، مانند آنچه قرآن كريم در بيان معجزه حضرت عيسى (عليه السلام ) نقل كرده كه مى فرمود:

واءبرى الاكمه والابرص واءحى الموتى باذن الله .(23)

به اذن خدا، نابيناى مادرزاد و پيس را بهبود مى بخشم .

دسته دوم : احاديثى كه در مورد پيشگيرى از بيمارى ها وارد شده است .

دسته سوم : احاديثى كه در مورد درمان بيمارى ها نقل شده است . اين احاديث نيز به دو بخش تقسيم مى شوند:

بخش اول : درمان از طريق شفا خواستن به وسيله قرآن و دعا.

بخش دوم : درمان از طريق دارو.

احاديثى كه مربوط به اعجاز در مسائل پزشكى است ؛ در واقع ، خارج از محدوده احاديث طبى مورد بحث است .

نكته قابل توجه اين كه طرح احاديث طب پيشگيرى ، براى عموم ، با توجه به اين كه اين احاديث ، غالبا منطبق با مو ين علمى اند و با اين توضيح كه عواملى كه براى پيشگيرى در اين احاديث مطرح شده ، به معناى علت تامه پيشگيرى نيست ، مشكلى ايجاد نمى كند.

همچنين ، بخش اول از احاديث طبى كه به وسيله آيات قرآن و دعا به درمان مى پردند را نيز با توجه به شرايط اجابت دعا و مجرب بودن دعا در درمان بسيارى از بيمارى ها، براى عموم مى توان مطرح كرد.(24)

بنابراين ، تنها احاديثى كه مبناى عمل قرار گرفتن آنها، بدون ارزيابى كامل ، صحيح نيست و پيش از ارزيابى دقيق ، نمى توان آنها را به عنوان رهنمودهاى پيشوايان دين به آنها نسبت داد، احاديثى است كه درمان بيمارى ها را از طريق داروهاى ويژه اى توصيه كرده اند. اين احاديث را مى توان از راهى كه اينك بدان اشاره مى كنيم ، مورد ارزيابى قرار داد.

ارزيابى احاديث طريق آزمايش

براى ارزيابى دقيق احاديث طبى و بهره گيرى كامل آنها، بهترين راه ، آزمايش ‍است . در واقع آزمايش و آزمايشگاه ، بهترين قرينه عقلى براى اثبات صحت و سقم احاديث طبى است كه خوش بختانه ، در عصر حاضر، امكان بهره بردارى از آن ، بيش از هر وقت ديگر، فراهم است .

انگيزه اصلى نگارش دانش نامه احاديث پزشكى

همين جا مناسب است اشاره شود كه اين هدف ، يعنى ارزيابى احاديث طبى از طريق آزمودن ، انگيزه اصلى نگارنده از برنامه ريزى براى تاءليف دانش نامه احاديث طبى بوده است .

با توجه به اين كه ضعف سند احاديث طبى نمى تواند دليل عدم صدور قطعى آنها باشد و با توجه به وجود زمينه جعل در اين احاديث ، براى پالايش آنها و بهره مند شدن مردم و بخصوص مراكز علمى از ذخاير علمى اهل بيت (عليهم السلام )، چند سال پيش ، مركز تحقيقات دارالحديث ، تصميم به جمع آورى احاديث طبى و تنظيم آنها گرفت ، به گونه اى كه زمينه تحقيق پژوهشگران را در آزمايشگاه ها تسهيل شود. اينك به فضل خداوند متعال و يارى همكارانى كه از آنها نام برده خواهد شد، اين هدف ، تحقق يافت .(25)

بنابراين ، مخاطب اصلى دانش نامه احاديث طبى ، پژوهشگران علوم پزشكى اند. البته همان طور كه اشاره شد، اين دانش نامه ، در مورد پيشگيرى از بيمارى ها كه ((طب پيشگيرى (الطب الوقائى ))) ناميده مى شود، همچنين خواص خوراكى ها، براى عموم مردم نيز مى تواند مورد بهره بردارى قرار گيرد. به سخن ديگر، به استثناى فصل هاى مربوط به درمان بيمارى ها - كه در بخش سوم آمده - ساير بخش هاى اين دانش نامه ، براى عموم قابل استفاده است .

ارزيابى علمى احاديث ((اثمد))

اينك در پايان اين مبحث ، براى ارائه يك نمونه عينى از ارزيابى علمى احاديث پزشكى ، توجه خوانندگان گرامى را به خلاصه گزارش دو طرح تحقيقاتى يكى از همكاران دانش نامه در مورد ارزيابى احاديثى كه در مورد فوايد پزشكى سرمه اثمد(26) وارد شده است ، جلب مى نمايم .

طرح اول : تحقيق در مورد سرمه اثمد اسود(27)

در روايات اسلامى ، استفاده از سرمه اثمد (سنگ سرمه ) براى پيشگيرى از ريزش مژه ها، توصيه شده است و همچنين ، فوايد ديگرى در جهت سلامت انسان براى آن ذكر شده است . با در نظر گرفتن عوامل مساعد براى ريزش كه در بيمارى ، باكترى ((استافيلوكوك )) است ، بر آن شديم تا اثر سرمه اثمد را بر روى اين ميكرو ارگانيسم (خرد سازواره ) و ديگر باكترى هاى گرم مثبت و گرم منفى ، بررسى نماييم .

در اين مطالعه ، فعاليت ضد ميكروبى سرمه اثمد نوع اسود، با روش رقيق سازى در محيط جامد عليه دو باكترى گرم مثبت استافيلوكوكوس آرئوس و استافيلوكوكوس اپيدرميس ، و سه باكترى گرم منفى اشريشياكلى ، انتروباكتريو كلوآسه آ و كلبسيلا پنومونيه ، با در نظر گرفتن نورفلوكساسين ، به عنوان تركيب شاهد، مورد استفاده قرار گرفت . حداقل غلظت مهارى سرمه اثمد در سه شرايط مختلف ، مورد ارزيابى قرار گرفت :

1 - بلافاصله پس از حل كردن سنگ در DMSO

2 - بيست و چهار ساعت پس از حل كردن سنگ در DMSO

3 - سه روز پس از حل كردن سنگ در DMSO.

و نتايج به صورت MIC1, MIC2و MIC3عليه استافيلوكوك آرئوس به دست آمد:

MIC3=32ug/ml , MIC2=64ug/ml , MLC1>128ug/ml

آزمايش هاى ياد شده ، سه بار تكرار شدند. اين تركيب بر روى ساير باكترى هاى مورد استفاده ، بى اثر بود. نورفلوكساسين بر روى هر پنج باكترى به كار رفته ، مؤ ثر و داراى MICبين 13/0 تا يك ميكرو گرم در ميلى ليتر بود. با توجه به اين كه تركيب مورد آزمايش به صورت Crudeمورد استفاده قرار گرفته است ، غلظت MIC=32ug/mlقابل ملاحظه است و ادامه تحقيقات در مورد اين تركيب ، لازم است .

طرح دوم : تحقيق در مورد سرمه اثمد احمر(28)

سنگ سرمه اثمد نوع احمر، تركيبى است با درجه خلوص نامشخص كه در احاديث اسلامى بر استفاده از آن ، تاءكيد شده و فوايد بسيارى براى سلامت دستگاه بينايى براى آن ذكر گرديده است ، بخصوص براى جلاى چشم ، رويانيدن مژه ، پيشگيرى از ريزش مژه ها، گلوكم ، اشك ريزش ، و از بين بردن آلودگى ها و عفونت هاى چشم . لذا در اين تحقيق ، اثر ضد ميكروبى آن بر روى چند باكترى گرم مثبت و گرم منفى كه بعضى از آنها از علل بيمارى هاى چشمى هستند، بررسى شد. نتايج به دست آمده ، نشان مى دهد كه سرمه اثمد احمر، بر روى باسيلوس سابتيليس مؤ ثر است و بر روى ساير باكترى هاى مورد استفاده ، فاقد اثر است . نور فلوكساسين به عنوان يك تركيب كنترل مثبت ، استفاده شده است .

اميد آن كه نگارش اين دانش نامه ، زمينه ساز تلاش بيشتر پژوهشگران مسلمان علوم پزشكى براى ارائه ذخاير گران بهاى علمى اهل بيت (عليهم السلام ) به جهانيان گردد.

3 - مراحل تحقيق و تدوين

براى اطلاع پژوهشگران از تلاش هايى كه براى تهيه دانش نامه احاديث طبى انجام يافته ، به سير جمع آورى ، تحقيق و تدوين آن از آغاز تا انجام ، اشاره اى كوتاه مى شود.

- 1نقطه آغاز

جمع آورى احاديث طبى از متون دينى ، با هدفى كه شرح آن گذشت ، از احاديث درباره دستگاه هاى مختلف بدن آغاز شد، بدين ترتيب كه طرح جمع آورى اين احاديث ، بر اساس تقسيم بندى فيزيولوژيك بدن ، توسط فاضل گرامى جناب آقاى احمد سعادتفر تهيه شد و به وسيله يكى از فضلاى همكار در دارالحديث ، جناب آقاى مرتضى خوش نصيب ، احاديث مربوط از طريق كليد واژه هاى اصلى و مرتبط، جمع آورى گرديد.

2 - تنظيم ابتدايى

پس از جمع آورى احاديث و مرتبط ساختن آنها با طرح اوليه توسط آقاى سعادتفر، تنظيم اوليه روايات بخش سوم ، توسط اين جانب انجام شد. در ادامه كار به اين نتيجه رسيدم كه آنچه جمع آورى شد، براى تحقق اهداف مورد نظر كافى نيست و براى اين منظور، لازم است احاديثى كه بيانگر ديدگاه هاى پيشوايان اسلام درباره علم پزشكى ، آداب آن ، رهنمودهاى پزشكى ، بيمارى و حكمت هاى آن ، وظايف بيمار، پرستارى ، عيادت بيمار و خواص درمانى غذاها و گياه ها وارد شده است ، به اين مجموعه افزوده شود. بخشى از موارد مورد نياز را از منابع تهيه شده در دارالحديث ، خود انتخاب كردم و بخش ديگرى ، توسط يكى ديگر از فضلاى همكار در دارالحديث ، جناب آقاى محمد تقى سبحانى نيا انجام گرفت .

شايان ذكر است كه مسئوليت ارزيابى و انتخاب احاديث ، عنوان دهى و سازماندهى آنها به صورت كتاب ، با نگارنده اين سطور بوده است .

3 - ارجاع به منابع (مصدريابى )

پس از تنظيم ابتدايى دانش نامه و رفع نسبى نواقص آن ، جهت ارجاع به منابع و تخريج احاديث ، به قسمت مربوط تحويل گرديد. در اين مرحله ، از طريق برنامه هاى نرم افزارى جستجوهاى لازم انجام شد و نشانى مصادر يافت شده ، بر اساس ميزان اعتبار آنها تنظيم گرديد و اگر متن قوى ترى يافت شد، جايگزين متن اصلى گرديد.

در زمينه ثبت احاديث ، نكته هاى زير مورد توجه بوده است :

الف - روايات تكرار شده در منابع مختلف ، حذف شده است ، مگر در موارد ذيل :

1 - وجود داشتن نكته مهمى در متن حديث ؛

2 - تفاوت لفظى در متون نقل شده از طريق شيعه و سنى .

3 - تكرار در چند باب مختلف ، مشروط به اين كه روايت ، طولانى نباشد.

ب - اگر دستيابى به منابع اوليه مقدور باشد، حديث از آنها نقل مى شود؛ وگرنه ، منابع واسطه نقل مى شود.

4 - نقد متن و تنظيم نهايى

پس از تخريج مصادر و حروفچينى ابتدايى ، متن كتاب توسط يكى ديگر از فضلاى همكار در دارالحديث ، جناب آقاى رسول افقى ، مورد بازبينى و نقد قرار گرفت و همراه با پيشنهادهاى ارائه شده ، مجددا متن كتاب ، توسط نگارنده مورد بازبينى و دقت قرار گرفت و اصلاحات لازم از نظر شكل و محتوا در آن انجام شد.

5 - تهيه مدخل ها و تحليل هاى مورد نياز

پس از انجام مراحل ياد شده ، آخرين مرحله تدوين دانش نامه احاديث طبى ، يعنى تهيه مدخل و تحليل ها و توضيحات مورد نياز، توسط نگارنده انجام شد و با عنايت به نكات جديدى كه به هنگام تهيه تحليل ها به نظر رسيد، ضمن افزوده شدن برخى از ابواب و عناوين جديد، چينش قبلى در بخشى از كتاب ، تغيير كرد.

6 - چگونگى نگارش احاديث

مهم ترين نكاتى كه در نگارش احاديث لحاظ شده ، از اين قرار است :

الف - متن انتخابى در صورت امكان ، جامع ترين ، استوارترين و معتبرترين متون است .

ب - از نگاه ما احاديث رسيده از اهل بيت (عليهم السلام )، در واقع ، حديث رسول خداست . در تصريح به اين مطلب ، امام رضا (عليه السلام ) مى فرمايد:

انا عن الله وعن رسوله نحدث .(29)

ما (اهل بيت )، از خدا و پيامبرش حديث مى كنيم .

نيز امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد:

حديثى حديث اءبى ، وحديث اءبى حديث جدى ، وحديث جدى حديث الحسين ، وحديث الحسين (عليه السلام ) حديث الحسن (عليه السلام )، وحديث الحسن حديث اءميرالمؤ منين (عليه السلام )، وحديث اءميرالمؤ منين حديث رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم )، وحديث رسول الله قول الله عزوجل .(30)

حديث من حديث پدرم ، و حديث پدرم حديث جدم ، و حديث جدم حديث حسين ، و حديث حسين ، حديث حسن ، و حديث حسن ، حديث امير مؤ منان ، و حديث امير مؤ منان ، حديث پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )، و حديث پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )، سخن خداست .

از اين رو، كلمه ((احاديث (حديث ها))) در عنوان كتاب ، اين معنا را مى رساند كه همه احاديث پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و خاندان پاك او مورد استفاده و استناد كتاب ، قرار گرفته است .

ج - احاديث پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) و اهل بيت آن حضرت تا امام مهدى (عج )، به ترتيب تاريخى ثبت مى شوند. البته ممكن است گاه هماهنگى چند روايت در مضمون ، موجب گردد كه اين ترتيب ، رعايت نشود.

د - اگر حديثى هم پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و هم اهل بيت (عليهم السلام ) روايت شده باشد، آنچه پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل شده در متن قرار مى گيرد.

ه‍- احاديث با نام پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و اهل بيت (عليهم السلام ) آغاز مى شود، مگر آن كه متن روايت ، مقتضى ذكر نام راوى باشد كه در اين صورت ، نام كتابى كه حديث از آن نقل شده ، در آغاز مى آيد.

و - پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و اهل بيت آن بزرگوار، اسما و القاب متعددى دارند كه در نقل مطالب ، يكى از آنها انتخاب شده است .

ز - پس از ذكر پيامبر خدا با جمله (صلى الله عليه و آله و سلم ) و پس از ذكر اهل بيت آن حضرت با جمله (عليه السلام ) و پس از ذكر فاطمه زهرا با جمله (عليها السلام )، نسبت به آنان اداى احترام مى شود، هر چند در منبع اصلى با الفاظ ديگرى از آنان تكريم شده باشد.

در پايان ، از همه فضلا و محققان دارالحديث كه در ساماندهى اين مجموعه نفيس ، به طور مستقيم يا غير مستقيم ، سهيم بوده اند، بويژه برادران فاضل و عزيز آقايان : مرتضى خوش نصيب ، محمد تقى سبحانى نيا و رسول افقى ، صميمانه سپاسگزارم . همچنين از فاضل گرامى آقاى احمد سعادتفر - كه در تهيه بخش سوم اين مجموعه با دارالحديث همكارى داشتند - و نيز از استاد ارجمند جناب آقاى مهدى مهريزى - كه يادداشت هاى خود را در زمينه احاديث طبى در اختيار اين جانب قرار داد - و آقاى دكتر حسين صابرى ، مترجم گران قدر اين دانش نامه ، قدردانى و تشكر مى نمايم و از خداوند متعال براى همه آنان ، پاداشى درخور فضل و كرامت خود، مسئلت دارم .

ربنا تقبل منا انك اءنت السميع العليم .منبع احادیث پزشکی